داستان راه اندازی ویکی پدیا را میتوان یکی از مهم ترین تجربه های عصر اینترنت دانست؛تجربه ای که نشان داد گاهی یک نظام باز و مشارکتی میتواند کارهایی را به سرانجام برساند که در نگاه اول فقط از عهده یک نهاد بزرگ،رسمی و پرهزینه برمیاید.
ویکی پدیا که اکنون استفاده از آن به واسطه ظهور و همهگیری هوش مصنوعی کمرنگ شده است؛سال های سال پراستناد ترین دانشنامه اینترنتی نزد همه کاربران وب بود و نیاز به کسب اطلاعات جامع و صحیح را به خوبی برطرف میکرد.اگرچه اکنون استفاده آن میان جهانیان کاهش یافته است اما در داستان راه اندازی ویکی پدیا درس بسیار مهمی برای همه کسانی که صاحب کسب و کار هستند یا میخواهند کارآفرین شوند نهفته است.
در سال 2000، لری سنگر و جیمی ویلز پروژه ای را به نام نوپدیا راه اندازی کردند که هدف آن ساختن یک دانشنامه اینترنتی آزاد و معتبر بود.نوپدیا برخلاف ویکی پدیا فرایندی سختگیرانه و آکادمیک داشت که در آن مطالب باید به دست متخصصان و اندیشمندان صاحب نظر طراحی و نوشته میشد و سپس از یک پروسه بازبینی علمی دقیق و پرپیچ و خم برای تایید صحت و درستی عبور میکرد و سپس به مرحله انتشار در اینترنت برای همگان میرسید.این پروسه از لحاظ علمی قابل دفاع بود اما بسیار کندتر از آن چیزی پیش میرفت که خواست پایهگذاران پروژه را برطرف کند.از یک طرف چهره های علمی و متخصصان کمی حاضر بودند که در این فرایند مشارکت کنند و از طرف دیگر جلب همکاری متخصصان بیشتر نیازمند هزینه بسیار بیشتری بود که عملا باعث نابودی پروژه میشد بیآنکه نتیجه جالب توجهی ارائه کند.
در این نقطه ایدهای شکل گرفت که تاریخ اینترنت را متحولکرد و در آن درسی بزرگ برای کسب و کار ها وجود دارد.ویکیپدیا به عنوان پروژه ای مکمل راهاندازی شد.پروژهای که برخلاف نوپدیا گرفتار سازوکار های رسمی و تخصصی و علمی نبود و در آن هرکسی که دسترسی به اینترنت داشت میتوانست مقاله و مطلبی بنویسد و آن را در ویکیپدیا منتشر کند.در واقع مدل تکمیل پروژه از یک روند اختصاصی و بسته و زمانبر با تعداد محدودی از ایجادکنندگان مطلب تبدیل به یک مدل همکاری بین همه کاربران وب شد.این مدل بسیار سریعتر و کارآمدتر از مدل اولیه نوپدیا بود چرا که یک کار مشارکتی و جمعی رخ داده بود.
در تحلیل این تحول اساسی مفهوم ترکمکانیکی:mechanical turk ،اهمیت زیادی پیدا میکند. ترکمکانیکی در اصل نام ماشینی در قرن هجدهم بود که وانمود میشد که خودکار و هوشمند است اما درواقع انسانی درون آن پنهان شده بود و حرکاتش را کنترل میکرد.بعد ها این اصطلاح به استعاره ای برای نظام هایی تبدیل شد که از بیرون خودکار،هوشمند و منسجم به نظر میرسند اما در حقیقت بر نیروی کار انسانی پنهان و پراکنده متکی هستند. هوش مصنوعی هم تا حدودی از این مفهوم برای ارتقای سیستم پاسخ گویی و یادگیری خودش استفاده میکند و با دریافت و جمعآوری بازخورد کاربران نسبت به پاسخ هایی که فراهم میکند در واقع این را ارزیابی میکند که کدام پاسخ ها مطلوبیت بیشتری برای مردم دارند تا بتواند آنها را شناسایی کند و در صدر پاسخ ها ارائه کند.
اصل ترک مکانیکی در کسب و کار اینگونه عنوان میشود که هر قدر بتوانید یک کار بزرگ و پیچیده و زمانبر را به اجزا کوچک و ریزتر بشکافید در نهایت موفق خواهید شد که آن کار را با هزینه بسیار پایین تری به سرانجام برسانید.در مثال ویکی پدیا کار بزرگ و پیچیده ای مثل ساختن یک دانشنامه اینترنتی به کارهای بسیار جزئی تقسیم شد که هر کاربر اینترنت یک گوشه از کار را به دست گرفت.یک نفر جمله ای را اضافه میکرد،نفر دوم ساختار مقاله را بهبود میبخشید،کسی دیگر اصلاحیه ای ایجاد میکرد و افراد دیگری کار بازبینی و اصلاح را به دست میگرفتند. به این صورت نه تنها افراد از این مشارکت در ساختن آینده اینترنت حس مثبتی دریافت میکردند بلکه در نهایت هزینه تمام شده کار هم بسیار کاهش یافت و زمان رونمایی پروژه عملا غیرقابل قیاس با ایده اولیه شد.
البته قطعا در این مورد مشکلاتی هم وجود داشت.وقتی هرکسی میتواند مطلبی را کم و زیاد کند بدون شک غلط ها و ایراداتی هم ایجاد خواهد شد؛حال میخواهد عمدی باشد یا غیرعمدی.برای ما ایرانی ها نمونه ای از این اشکالات و غلط ها بسیار در فضای فوتبالی مشهور شد و گزارشگر جالب و عجیب کشورمان که به سرهنگ علیفر معروف است نام سازنده یکی از استادیوم ها را به اشتباه دولاب امیر معرفی کرد که آنهم به خاطر این بود که مطلب را در ویکی پدیا پیدا کرده بود و آن را چک نکرده بود.
ویکی پدیا این نقطه ضعف را هم با نقطه قوت خودش پوشش داد و به جای پنهان کردن آن،وجودش را به رسمیت شمرد.ویکی پدیا تصمیم گرفت که از همان سرمایه عظیم همکاری پراکنده انسانی بهره ببرد و امکان اصلاح و ویرایش و لزوم ارجاع به منابع معتبر را فراهم کند؛خلاقیتی که باعث شده پروژه ویکی پدیا اثرات مثبتش بسیار بیشتر از ضرر هایش باشد. اگر صاحبان کسب وکار یا کسانی که میخواهند کارآفرین بشوند بتوانند پروژه های مدنظر خود را با الگوبرداری از اصل ترکمکانیکی تا حد امکان کوچک تر و ساده تر کنند،در نهایت خواهند توانست پروژه های وقتگیر و زمانبر را تا حد امکان سریعتر و کم هزینه تر به سرانجام برسانند.